مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
42
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
اسلام باز گشتى ؟ گفت : آرى ، از خداوند طلب بخشش مىكنيم . گفت : به خدا سوگند هرگز در زمينى ، با تو همنشين نخواهم بود و از نزد او بيرون رفت . « 1 » گفتار عالمان در كفر يزيد بسيارى از عالمان ، مورّخان و متفكّران به صراحت ، يزيد بن معاويه را كافر شمردهاند ؛ كه در اينجا به ذكر نام برخى از آنها بسنده مىكنيم : 1 . امام احمد حنبل : شبراوى مىگويد : علّامه ، ابن حجر در شرح الهمزية گويد : فسق و فجور و بىتقوايى يزيد به اندازهاى رسيده بود كه نه تنها سر زدن آن زشتىهادر نظرش زياد نمىآمد . بلكه امام احمد بن حنبل به كفر او فتوا داده است . وى از چنان علم و زهدى برخوردار است كه اگر رفتارى از يزيد سر نمىزد و براى او ثابت نمىشد ، چنين قضاوتى نمىكرد . « 2 » 2 . ابن قفطى : باعونى گويد : ابن قفطى در تاريخش نوشته است : وقتى اسيران بر يزيد بن معاويه وارد شدند ، رفت تا با آنان ديدار كند . پس ديد كه كودكان ، و زنان خاندان على ( ع ) ، حسن ( ع ) و حسين ( ع ) ، در حالى كه سرها بر نيزهها است ، بر ثنية العقاب مشرف گشتهاند . در آن زمان چنين سرود : « هنگامى كه آن هودجها بر شتران آشكار شد و آن سرها بر بلندى جيرون نور تابانيد ، كلاغ آواز داد و من گفتم : بگويى يا نگويى ، من انتقام خويش را از رسول گرفتم . » مقصودش از اين اشعار اين بود كه حسين ( ع ) را در مقابل كسانى مثل جدّش عتبه و ديگر بزرگان در گذشتهاش كه رسول خدا ( ص ) آنان را در بدر كشت ، به قتل رسانيد . گوينده چنين سخنانى از اسلام بيزار است و كفر او جاى شكّ ندارد . « 3 » 3 . باعونى : وى مىگويد : گمان ندارم كسى كه اين كار ( قتل حسين ( ع ) ) را روا بشمرد و با خاندان پيامبر اين گونه رفتار كند ، بويى از اسلام برده باشد . چنين كسى به محمد ( ص )
--> ( 1 ) . العقد الفريد ، ج 5 ، ص 139 . ( 2 ) . الاتّحاف بحبّ الاشراف ، ص 68 . ( 3 ) . جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 300 .